ترجمه "kord" به فارسی

kard, ریسمان, زه بهترین ترجمه های "kord" به فارسی هستند.

kord noun masculine دستور زبان

st.pol. krótki miecz, używany zazwyczaj przez niższe warstwy społeczeństwa; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • kard

  • ریسمان

    noun
  • زه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سیم
    • مخمل کبریتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kord " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kord" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه