ترجمه "koszty" به فارسی

هزینه, هزینهها, سود قابل پرداخت بهترین ترجمه های "koszty" به فارسی هستند.

koszty

cena za produkcję np. prądu, gazu, produktów spożywczych [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هزینه

    noun

    Spadek kosztów transakcyjnych osłabia klej, który jest spoiwem łączącym łańcuch wartości.

    کاهش هزینه معامله استحکام زنجیره ارزش را سستتر میکند. و فرصت جدا شدن را به آنها داده است.

  • هزینهها

    Inwestuje również w długie dni szkolne, co dalej podnosi koszty.

    و همیچنین کره برای ساعات طولانی در مدرسه سرمایه گذاری نیز میکند که هزینهها را هم افزایش میدهد.

  • سود قابل پرداخت

  • ترجمه های کمتر

    • شبهقيمتهاي
    • هزينههاي بالاسری
    • هزينههاي واقعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " koszty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Koszty
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هزینه

    noun

    Koszty i metody rozwoju leków właściwie się nie zmieniły.

    اگر به هزینه داروها در حال تولید بیندازیم، نحوه کارکردشان، هیچ تغییری پایه ای صورت نگرفته.

عباراتی شبیه به "koszty" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "koszty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه