ترجمه "kotka" به فارسی

گربه, پیشی, گربه ماده بهترین ترجمه های "kotka" به فارسی هستند.

kotka noun feminine دستور زبان

zool. samica kota [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گربه

    noun

    Tom lubi małe kotki.

    تام بچه گربه ها را دوست دارد.

  • پیشی

    noun

    A ta rzeka pełna jest piranii, mających chrapkę na takie kotki.

    و این رودخونه هم پر از ماهیهای پیشی خور هست.

  • گربه ماده

  • پشک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kotka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kotka

geogr. geografia miasto w Finlandii;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاتون (گلآذین)

    گیاه با سنبله قهوهای خزدار

تصاویر با "kotka"

عباراتی شبیه به "kotka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kotka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه