ترجمه "krata" به فارسی
شبکه, توری بهترین ترجمه های "krata" به فارسی هستند.
krata
noun
feminine
دستور زبان
bud. krzyżujące się pręty metalowe lub drewniane; ażurowe zamknięcie otworu (wejściowego, okiennego) lub rodzaj ogrodzenia konkretnej przestrzeni wewnątrz lub na zewnątrz budowli [..]
-
شبکه
nounNa kracie mogę wyplatać dane o przypływach
در این شبکه، سپس میتوانم قرائت ارتفاع جزر و مد ،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " krata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Krata
noun
masculine
deseń bilski Szkotom [..]
-
توری
تصاویر با "krata"
عباراتی شبیه به "krata" با ترجمه به فارسی
-
اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن