ترجمه "krewny" به فارسی

فامیل, نزدیکان بهترین ترجمه های "krewny" به فارسی هستند.

krewny noun masculine دستور زبان

człowiek mający z kimś wspólnego przodka [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فامیل

    noun

    A skąd wiedzieliśmy, że miałeś krewnych w tej wiosce?

    فکر میکنی از مجا میدونستیم که اونجا فامیل داری ؟

  • نزدیکان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " krewny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "krewny" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "krewny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه