ترجمه "kruchy" به فارسی
شکننده, شكننده, نازک بهترین ترجمه های "kruchy" به فارسی هستند.
kruchy
adjective
masculine
دستور زبان
łatwo ulegający złamaniu, pokruszeniu [..]
-
شکننده
adjectiveKażdemu pokoleniu trzeba przypominać, że nasze bezpieczeństwo jest kruche.
هر نسل نياز به يادآوري داره که امنيت ما شکننده ست.
-
شكننده
-
نازک
adjectivetaka krucha i pieniąca.
خیلی نازک ، خیلی خالی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kruchy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kruchy" با ترجمه به فارسی
-
خمیر کلوچه
-
سالیکس فراژیلیس
-
خمیر بریزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن