ترجمه "krwawienie" به فارسی
خونريزش, خون ریزی, خوندماغ بهترین ترجمه های "krwawienie" به فارسی هستند.
krwawienie
Noun
noun
neuter
دستور زبان
tracenie krwi
-
خونريزش
-
خون ریزی
nounTrochę zaboli, ale musimy zatrzymać krwawienie.
، این قراره یکم درد بیاد ، باشه اما باید جلوی خون ریزی رو بگیریم ، باشه ؟
-
خوندماغ
-
ترجمه های کمتر
- خونروي
- خونریزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " krwawienie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "krwawienie" با ترجمه به فارسی
-
حجامت کردن · خون آمدن
-
bleeding time
-
قاعدگی زنان
-
خوندماغ
-
خوندماغ · خونروي · خونريزش · خونریزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن