ترجمه "krypta" به فارسی
دخمه, رمز, سردابه بهترین ترجمه های "krypta" به فارسی هستند.
krypta
noun
feminine
دستور زبان
podziemne pomieszczenie w kościele przeznaczone do przechowywania relikwii lub chowania zmarłych;
-
دخمه
nounKtóra krypta zawiera trumnę pieniędzy?
جعبه پول پشت کدوم دخمه است ؟
-
رمز
noun -
سردابه
nounNie pozwole im wykorzystac mnie do otwarcia krypty.
نمیذارم ازم استفاده کنن تا اون سردابه رو باز کنن
-
ترجمه های کمتر
- غار
- گورابه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " krypta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Krypta
-
گورابه
تصاویر با "krypta"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن