ترجمه "krytyk" به فارسی
نقاد, نقد, نقدگر بهترین ترجمه های "krytyk" به فارسی هستند.
krytyk
Noun
noun
masculine
دستور زبان
osoba oceniająca coś lub kogoś negatywnie [..]
-
نقاد
do zaktywowania komórek Krytyka,
تا سلول های بررسی کننده و نقاد را فعال کنیم ،
-
نقد
nounZamiast krytyki społecznej coraz bardziej angażujemy się w krytykę samych siebie,
ما بجای نقدهای اجتماع کردن، بیشتر و بیشتر به نقد خود می پردازیم، گاهی تا حد تخریب خود.
-
نقدگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " krytyk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "krytyk" با ترجمه به فارسی
-
نقد ادبی
-
انتقاد · نقد · نقد ادبی · نقدگرایی · نکوهش
-
نقد فیلم
-
منتقد ادبی
-
نقد دین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن