ترجمه "latać" به فارسی
پرواز کردن, پریدن بهترین ترجمه های "latać" به فارسی هستند.
latać
verb
دستور زبان
umieć przemieszczać się ponad gruntem, w powietrzu lub kosmosie [..]
-
پرواز کردن
Verb verbWiesz, jak tym latać, i mi nie powiedziałeś?
پرواز کردن رو تو دقيقه آخر ياد گرفتي و بهم نميگي ؟
-
پریدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " latać " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "latać"
عباراتی شبیه به "latać" با ترجمه به فارسی
-
سال
-
پرواز
-
خانه خنجرهای پران
-
اسلوتها · بيدندانيان · توبوليدنتاتا · جفتسمان · خرطومداران · خرگوشسانان · فلسپوشيدگان · كولوگوها · لمورهاي پرنده · مورچهخواران · مونوترماتا · پستانداران · پوستباليان
-
پهپاد
-
هیولای اسپاگتی پرنده
-
من ... سالم است · من ... سالمست
-
قالیچه پرنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن