ترجمه "latarnia" به فارسی

فانوس, فانوس دریایی, لنتر بهترین ترجمه های "latarnia" به فارسی هستند.

latarnia noun feminine دستور زبان

lampa przeznaczona do oświetlania otwartej przestrzeni [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فانوس

    noun

    Tu stworzenia są przy latarni morskiej i zaraz popełnią zbiorowe samobójstwo w oceanie.

    اینجا جایی است که موجودات حیواننما در کنار فانوس دریایی جمع میشوند تا همگی در اقیانوس خودکشی کنند.

  • فانوس دریایی

    noun

    Tu stworzenia są przy latarni morskiej i zaraz popełnią zbiorowe samobójstwo w oceanie.

    اینجا جایی است که موجودات حیواننما در کنار فانوس دریایی جمع میشوند تا همگی در اقیانوس خودکشی کنند.

  • لنتر

  • ترجمه های کمتر

    • چراغ خانه
    • چراغ دریایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " latarnia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "latarnia"

عباراتی شبیه به "latarnia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "latarnia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه