ترجمه "lato" به فارسی

تابستان, هامین, تابستانی بهترین ترجمه های "lato" به فارسی هستند.

lato noun neuter دستور زبان

pora roku, charakteryzująca się najwyższymi temperaturami; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابستان

    noun

    jedna z czterech podstawowych pór roku

    W lecie byłem na ślubie w południowej Anglii.

    تابستان گذشته من دریک عروسی درجنوب انگلستان شرکت کردم.

  • هامین

    noun
  • تابستانی

    noun

    W wieku 14 lat podczas wakacji pełniłem służbę pionierską.

    از ۱۴ سالگی به بعد بود که در طی تعطیلات تابستانی به خدمت پیشگامی مشغول شدم.

  • ترجمه های کمتر

    • تابستون
    • توسون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lato noun masculine
+ اضافه کردن

"Lato" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lato در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "lato" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه