ترجمه "leczenie" به فارسی
درمان ترجمه "leczenie" به فارسی است.
leczenie
noun
neuter
دستور زبان
kuracja, terapia, rekonwalescencja [..]
-
درمان
nounNie będę trenował jeśli nie zaczniesz się leczyć.
من تمرين نميکنم اگه درمان رو انجام ندي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leczenie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "leczenie" با ترجمه به فارسی
-
با اين حال
-
محافظت کردن
-
آنتيسرم · سرم ایمنی · سرم بيشايمن · سرمدرماني
-
تغذيه باليني · رژيمهاي غذايي بيمارستان · رژيمهاي غذايي سلامتي · رژیم غذایی نوتوانی · رژیمهای غذایی درمانی
-
پروفیلاکسی شیمیایی · پیشگیریدرمانی
-
درمان ریشه دندان
-
تغذیه غیر خوراکی · مايعدرماني
-
درمان · درمان بیماری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن