ترجمه "legumina" به فارسی

لگومين, اوموسين, اوگلوبولين بهترین ترجمه های "legumina" به فارسی هستند.

legumina noun feminine

kulin. słodka potrawa, zwykle mączna, ale także np. ryżowa, podawana jako deser; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لگومين

  • اوموسين

  • اوگلوبولين

  • ترجمه های کمتر

    • فازئولين
    • كانگليسينين
    • ويسيلين
    • گلوبولینها
    • گليسينين
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " legumina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "legumina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه