ترجمه "leniwy" به فارسی
تَنبَل, تنبل, لس بهترین ترجمه های "leniwy" به فارسی هستند.
leniwy
adjective
masculine
دستور زبان
charakteryzujący się lenistwem [..]
-
تَنبَل
-
تنبل
adjectiveMoże i jest trochę leniwy, ale tam jest i dba o budynek.
بنابراین شاید کمی تنبل باشد اما او آنجاست تا از ساختمان مراقبت کند.
-
لس
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leniwy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "leniwy" با ترجمه به فارسی
-
خرس تنبل
-
مقداردهی اولیه کاهلانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن