ترجمه "lew" به فارسی
شیر, شير, شیرها بهترین ترجمه های "lew" به فارسی هستند.
zool. Panthera leo, gatunek dużego ssaka z rodziny kotowatych; [..]
-
شیر
nounشیر (گربهسان) [..]
Dobry chirurg ma sokoli wzrok, lwie serce i kobiecą dłoń.
یک جراح خوب دارای چشمی همانند عقاب، دلی مثل شیر و دستی زنانه است.
-
شير
Teraz lew przyjmuje imię wojownika, który go chroni.
حالا ، نام جنگجويي که از شيري محافظت کرده روي اون شير گذاشته ميشه.
-
شیرها
Całe życie używał procy do obrony stada przed lwami i wilkami.
او در تمام مدت شغلش با استفاده از چوبدستش از گلهاش در مقابل گرگها و شیرها حفاظت میکند.
-
ترجمه های کمتر
- شیرها (جانور)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lew " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
astr. zodiakalny gwiazdozbiór równikowy, w Polsce widoczny zimą i wiosną; [..]
-
شیر
nounDobry chirurg ma sokoli wzrok, lwie serce i kobiecą dłoń.
یک جراح خوب دارای چشمی همانند عقاب، دلی مثل شیر و دستی زنانه است.
تصاویر با "lew"
عباراتی شبیه به "lew" با ترجمه به فارسی
-
شیر (گربهسان)
-
شیرشاه
-
شیر نیمیان
-
شیرهای دریایی
-
چپ
-
چپ
-
چپ
-
chap · چپ