ترجمه "licencja" به فارسی
اجازهنامهها, اعطا, مجوزها بهترین ترجمه های "licencja" به فارسی هستند.
licencja
Noun
noun
feminine
دستور زبان
praw. umowa określająca warunki korzystania z jakiegoś dobra, np. patentu albo programu komputerowego; [..]
-
اجازهنامهها
-
اعطا
noun -
مجوزها
Taka licencja kosztuje teraz chyba koło miliona dolarów?
اون مجوزها چه قدر مي ارزن ، مثلاً يه ميليون دلار ؟
-
پروانه
noun properdokument prawny lub umowa określająca warunki korzystania z utworu
Za taki eksperyment odebraliby mi pracę, licencję i pewnie nawet dom.
اتحاديه کارمو ازم مي گيره ، ، پروانه ي طبابتم حتا شايد خونمو هم بگيرن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " licencja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "licencja" با ترجمه به فارسی
-
مجوز چندین نصب
-
مجوز آزاد · پروانهٔ نرمافزار آزاد
-
پروانه نرمافزار
-
مجوز دیجیتال
-
پروانهٔ نرمافزار غیرآزاد
-
کلید مجوز چندین نصب
-
کلید محصول برای مجوز چندین نصب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن