ترجمه "lico" به فارسی
رخ, روی, صورت بهترین ترجمه های "lico" به فارسی هستند.
lico
noun
neuter
دستور زبان
książk. anat. twarz, oblicze, policzek [..]
-
رخ
noun -
روی
noun -
صورت
noun -
چهره
nounSpójrz na jego lico.
به اون چهره نگاه کن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lico " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن