ترجمه "listwa" به فارسی
تختهها, الوار, تختهبشكه بهترین ترجمه های "listwa" به فارسی هستند.
listwa
noun
feminine
دستور زبان
kawałek drewna używany w budownictwie do wzmocnienia konstrukcji lub jako ozdoby [..]
-
تختهها
-
الوار
noun -
تختهبشكه
-
ترجمه های کمتر
- توفال
- تير چوبي ارهشده
- تيرچهها
- چوب ارهشده
- چوب شكافته
- چوب مداد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " listwa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن