ترجمه "lizanie" به فارسی
لیس ترجمه "lizanie" به فارسی است.
lizanie
Noun
noun
دستور زبان
rzecz. rzeczownik odczas. odczasownikowy od → lizać [..]
-
لیس
nounNo, na przykład sprawdzić, ile potrafi się lizać na godzinę.
مثلا این که ببینی تو هر ساعت چندتا نامه میتونی لیس بزنی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lizanie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lizanie" با ترجمه به فارسی
-
لیسیدن
-
ساک زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن