ترجمه "lot" به فارسی
پرواز, پرش, لوط بهترین ترجمه های "lot" به فارسی هستند.
przemieszczanie się w jakiejś przestrzeni w powietrzu [..]
-
پرواز
nounDwa loty bojowe dziennie, zajęcia teoretyczne i analiza ćwiczeń.
روزانه حداقل دو پرواز عملياتي جنگي ، و کلاس توجيهي ما بين آنها خواهيد داشت.
-
پرش
nouna po 20 minutach lotu, ci dowodzący skokami zaczynają wydawać polecenia.
بعد از 20 دقیقه اون مسئولهای پرش شروع میکنن دستورات رو میدن.
-
لوط
Podobnie musiał się czuć żyjący po potopie wierny Lot.
شاید او نیز احساسی مشابه احساس لوط داشت. لوط مردی عادل بود و بعد از توفان میزیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lot (rzeka)
-
اندیس پرواز
مرکز مدیریت ریاضی با چرتکه
polskie linie lotnicze;
"LOT" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای LOT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "lot"
عباراتی شبیه به "lot" با ترجمه به فارسی
-
شبیهساز پرواز
-
پرواز بر فراز آشیانه فاخته
-
مرکز فضایی جانسون
-
سفر میانستارهای
-
پرواز فضایی
-
سطح پرواز
-
پایگاه فضایی کندی
-
پرواز فضایی انسان