ترجمه "mętny" به فارسی

ابری, تیره, گرفته بهترین ترجمه های "mętny" به فارسی هستند.

mętny adjective Adjective masculine دستور زبان

zawierający męty, z zanieczyszczeniem [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابری

    adjective
  • تیره

    adjective

    Nasze mętne instytucje ery przemysłowej,

    موسسههای تیره و غیرشفاف ما که از عصر صنعتی به جا مومدن،

  • گرفته

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mętny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mętny"

اضافه کردن

ترجمه های "mętny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه