ترجمه "młody" به فارسی

جوان, كوچِک, برنا بهترین ترجمه های "młody" به فارسی هستند.

młody adjective noun masculine دستور زبان

znajdujący się w okresie między dzieciństwem a dorosłością [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوان

    adjective

    Miał trzy siostry, ale dwie zmarły, kiedy były bardzo młode.

    او سه تا خواهر داشت، اما دوتاشون وقتی خیلی جوون بودن مردن.

  • كوچِک

  • برنا

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • کوچِک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " młody " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "młody"

عباراتی شبیه به "młody" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "młody" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه