ترجمه "młyn" به فارسی
آسیا, آسیابها, آس بهترین ترجمه های "młyn" به فارسی هستند.
młyn
noun
masculine
دستور زبان
budynek, w którym zboże miele się na mąkę [..]
-
آسیا
noun -
آسیابها
-
آس
noun -
آسیاب
nounMam turbinę wodną na młynie wodnym, który posiadam.
سیستم تبدیل انرژی آب دارم و آسیاب آبی خودم را دارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " młyn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "młyn"
عباراتی شبیه به "młyn" با ترجمه به فارسی
-
آسیاب گلولهای
-
چرخ و فلک
-
آسیاب · دستگاه آسیاب
-
آسیاب آبی · آسیابهای آبی
-
چرخ و فلک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن