ترجمه "małpa" به فارسی
میمون, بوزینه, میمونها بهترین ترجمه های "małpa" به فارسی هستند.
małpa
noun
feminine
دستور زبان
zool. zwierzę z rzędu naczelnych o silnie rozwiniętym mózgu i chwytnych kończynach; [..]
-
میمون
nounNa tej górze jest dużo małp.
در آن کوهستان میمون زیاد است.
-
بوزینه
nounJak uszanowaliśmy inteligencję podobną do małpy u tego bezkręgowca?
ما چطور از هوش بوزینه مانند این بیمهره تجلیل میکنیم؟
-
میمونها
Większość małp wybierała facetów, którzy mieli lepsze jedzenie.
بیشتر میمونها سراغ کسی رفتند که غذای بهتری داشت.
-
ترجمه های کمتر
- کپی
- شیطنت کردن
- ميمون
- meymun
- بوزينهها
- شیطنت
- عنترها
- مارموزتها
- ماكاكا
- مككها
- نخستیها
- کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " małpa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "małpa"
عباراتی شبیه به "małpa" با ترجمه به فارسی
-
بوزينهها · عنترها · مارموزتها · ماكاكا · مككها · میمونها · کپی
-
راستبینیان
-
بوزینه · کپی
-
قضیه میمون نامتناهی
-
لسیتیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن