ترجمه "malutki" به فارسی
ریز, خرد, کوچولو بهترین ترجمه های "malutki" به فارسی هستند.
malutki
adjective
masculine
دستور زبان
bardzo mały; zdrobn. od: mały [..]
-
ریز
adjectiveNie widać tych malutkich połączeń.
نمیشود به این اتصالات ریز را نگاه کرد.
-
خرد
adjective -
کوچولو
adjectiveWygląda na to, że malutki Max będzie dorastał jako sierota.
و به نظر مياد که مکس کوچولو يتيم بزرگ ميشه.
-
بینهایت کوچک
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " malutki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "malutki"
عباراتی شبیه به "malutki" با ترجمه به فارسی
-
تلیله کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن