ترجمه "mama" به فارسی
مامان, مادر, والده بهترین ترجمه های "mama" به فارسی هستند.
mama
noun
feminine
دستور زبان
pot. matka [..]
-
مامان
noun femininepot. matka [..]
Ale nie mogę wciąż za to przepraszać, mamo.
ولی دیگه نمی تونم بیشتر از این بابتش عذر خواهی کنم مامان.
-
مادر
nounJako chłopiec uczęszczał z mamą na chrześcijańskie zebrania.
پُل در کودکی همراه با مادر خود به جلسات مسیحی میرفت.
-
والده
noun
-
ترجمه های کمتر
- دده سیاه
- سخت شامه
- مادَر
- مام
- مومیا
- پستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mama"
عباراتی شبیه به "mama" با ترجمه به فارسی
-
من ... سالم است · من ... سالمست
-
من ... سالم است · من ... سالمست
-
یک سوال دارم · یک پرسش دارم
-
من ... سالم است · من ... سالمست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن