ترجمه "marimba" به فارسی
ماریمبا, ماریمبا بهترین ترجمه های "marimba" به فارسی هستند.
marimba
Noun
noun
feminine
دستور زبان
muz. instrument muzyczny z grupy idiofonów; [..]
-
ماریمبا
Głowa nie dotyka marimby, tylko oddaje charakter muzyki.
سر او نباید ساز ماریمبا را لمس میکرد، بلکه تنها حس موسیقی را با سرش بروز میداد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marimba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Marimba
-
ماریمبا
instrument muzyczny
Marimba, dla ludzi takich jak ja, to ogromny drewniany ksylofon.
به نظر من ماریمبا ساز مناسبی بود، یک سنتور چوبی عظیم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن