ترجمه "menopauza" به فارسی

بحرانی, سن یاس, یائسگی بهترین ترجمه های "menopauza" به فارسی هستند.

menopauza Noun noun feminine دستور زبان

wtedy, gdy wskutek zaniku czynności jajników całkowicie ustaje miesiączkowanie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بحرانی

    noun
  • سن یاس

    noun
  • یائسگی

    noun

    Dla osób doświadczających zmian hormonalnych związanych z menopauzą przeciwwagą do wysokiej barwy głosu są spuchnięte fałdy głosowe.

    اما برای افرادی که اثرات هورمونی یائسگی را تجربه کردهاند، گام بالاتر به واسطه تارهای صوتی متورم شده سنگینتر و مهمتر میشوند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menopauza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "menopauza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه