ترجمه "mentor" به فارسی

مربی, مرشد, ناصح بهترین ترجمه های "mentor" به فارسی هستند.

mentor noun masculine دستور زبان

książk. doświadczony nauczyciel, doradca, wychowawca [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مربی

    noun

    Następnie porwano, torturowano, zabito i wrzucono do rzeki jego mentora, księdza.

    و بعد مربی او، یک کشیش، دزدیده، شکنجه و کشته شد و در رودخانهای رها شد.

  • مرشد

    noun

    Jestem wdzięczny za swoich mentorów i jestem pewien, że wy też.

    و من به مرشد هایم افتخار می کنم، و مطمئنم که همه ی شما همین طور هستید.

  • ناصح

    noun

    On był moim mentorem, a ja jego muzą.

    اون ناصح من بود و من الهه ي شعر اون.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mentor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mentor

Pedagog [..]

+ اضافه کردن

"Mentor" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mentor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "mentor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه