ترجمه "miły" به فارسی
خوشبو, خوشمزه, دلپذیر بهترین ترجمه های "miły" به فارسی هستند.
miły
adjective
noun
masculine
دستور زبان
wywołujący przyjemne uczucie [..]
-
خوشبو
adjectiveMiło by było mieć trochę Jean Nate.
بد نيست يكم خوشبو كننده بزنى به آب
-
خوشمزه
adjectiveNa przykład po wejściu do piekarni mózg mógłby przewidzieć miły zapach świeżo pieczonych ciasteczek z czekoladą.
برای مثال، اگر به یک نانوایی بروید، مغز شما پیشبینی میکند که شما با بوی خوشمزه کلوچههای شکلاتی تازه از تنور درآمده مواجه شوید.
-
دلپذیر
adjectiveJak małżonkowie mogą pokojowo wyjaśniać nieporozumienia i w miłej atmosferze mówić o swych odczuciach?
حال زن و شوهر چگونه میتوانند اختلافاتشان را به آرامی حل کرده، احساسات خود را به نوعی دلپذیر و خوشایند ابراز کنند؟
-
ترجمه های کمتر
- مهربان
- ناز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " miły " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "miły" با ترجمه به فارسی
-
دل داده
-
میلی
-
از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
-
از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
-
از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
-
میلی
-
از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
-
از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن