ترجمه "mieć" به فارسی
داشتن, داشتَن, است بهترین ترجمه های "mieć" به فارسی هستند.
mieć
verb
دستور زبان
być w posiadaniu czegoś, posiadać coś [..]
-
داشتن
verbZ Biblii wynika, że nie wystarczy mieć czyste sumienie.
کتاب مقدّس نشان میدهد که داشتن وجدان آسوده کافی نیست.
-
داشتَن
być w posiadaniu czegoś, posiadać coś
-
است
verbDobry chirurg ma sokoli wzrok, lwie serce i kobiecą dłoń.
یک جراح خوب دارای چشمی همانند عقاب، دلی مثل شیر و دستی زنانه است.
-
ترجمه های کمتر
- بودن
- ساله
- کهنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mieć " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mieć" با ترجمه به فارسی
-
بفرمایید
-
من ... سالم است · من ... سالمست
-
چند سالت است؟
-
دسترسي داشتن
-
بدهکار بودن
-
خلاص شدن
-
برگشتن · رخ دادن
-
خواهش میکنم · قابل نداره · قابل نداشت · قابلی ندارد · قابلی نداشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن