ترجمه "mikrofon" به فارسی
میکروفون, بلندگو, ميكروفون بهترین ترجمه های "mikrofon" به فارسی هستند.
techn. urządzenie służące do zamiany informacji dźwiękowej na sygnał elektryczny, zwykle celem jej wzmocnienia;
-
میکروفون
A w wielu zborach przewidziano mikrofony również dla udzielających odpowiedzi.
در برخی از جماعتها نیز حضار میتوانند با استفاده از میکروفون پاسخهای خود را طی جلسات بیان کنند.
-
بلندگو
nounPrzynieś mikrofon z meczetu.
.بلندگو مسجد را بيار
-
ميكروفون
Muszę wrócić do mikrofonu miłości.
ببين چه جوري نشونت ميدم كه عاشق ميكروفون هستم
-
میکروفن
nounWidziałem bardzo wyraźnie, jak ich plecy prostują się, gdy zaczynają mówić do mikrofonu.
میتوانستم واقعاً بگم مردم کمرشان میشکست وقتی که شروع به صحبت با میکروفن کردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mikrofon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
میکروفون
skroty
2) Mikrofon musi się znajdować na wprost ciebie, a nie z boku.
۲) میکروفون باید همواره در مقابل دهانتان باشد.
تصاویر با "mikrofon"
عباراتی شبیه به "mikrofon" با ترجمه به فارسی
-
میکروفون لیزری