ترجمه "milczeć" به فارسی
آرام, بي صدا, خاموش بهترین ترجمه های "milczeć" به فارسی هستند.
milczeć
verb
دستور زبان
nie mówić, nie wydawać głosu [..]
-
آرام
noun -
بي صدا
-
خاموش
adjectiveOdważnych, gorliwych Świadków Jehowy usiłuje zmusić do milczenia.
هیچ چیز برای او خوشایندتر از این نیست که شاهدان غیور یَهُوَه را خاموش ببیند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " milczeć " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "milczeć" با ترجمه به فارسی
-
بیصدا · ضمنی
-
خاموشی · سکوت
-
سکوت برهها
-
دانش ضمنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن