ترجمه "mina" به فارسی

رخ, روبہ, روی بهترین ترجمه های "mina" به فارسی هستند.

mina noun feminine دستور زبان

wyraz twarzy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رخ

    noun
  • روبہ

    noun
  • روی

    noun

    10 min: Właściwe postępowanie ułatwia rozsiewanie ziarna prawdy.

    ۱۰ دقیقه: رفتار شایسته، راه را به روی کاشتن بذر حقیقت باز میسازد.

  • ترجمه های کمتر

    • مین
    • چهره
    • ظاهر
    • مال من
    • مامن
    • مرا
    • معدن
    • منبع
    • هوا
    • کان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mina
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مین (واحد پول یا وزن)

    jednostka miary w starożytności

تصاویر با "mina"

عباراتی شبیه به "mina" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه