ترجمه "miniatura" به فارسی

مینیاتور, بندانگشتی, ریزنگارگری بهترین ترجمه های "miniatura" به فارسی هستند.

miniatura Noun noun feminine دستور زبان

mały model czegoś lub kopia w pomniejszeniu [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مینیاتور

    noun
  • بندانگشتی

  • ریزنگارگری

    obraz w starożytnym lub średniowiecznym manuskrypcie

  • چهرهنگاری مینیاتور

    obraz małych rozmiarów

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " miniatura " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "miniatura"

اضافه کردن

ترجمه های "miniatura" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه