ترجمه "miska" به فارسی
کاسه, کاسه بهترین ترجمه های "miska" به فارسی هستند.
miska
noun
feminine
دستور زبان
mała misa, płaskie, otwarte naczynie z krawędziami uniesionymi do góry; [..]
-
کاسه
nounKiedy ja będę grać, ty będziesz trzymał miskę.
وقتي مي زنم ، تو هم يه کاسه دستت مي گيري.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " miska " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Miska
noun
feminine
-
کاسه
nounnaczynie
Kiedy ja będę grać, ty będziesz trzymał miskę.
وقتي مي زنم ، تو هم يه کاسه دستت مي گيري.
تصاویر با "miska"
عباراتی شبیه به "miska" با ترجمه به فارسی
-
مخزن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن