ترجمه "mleko" به فارسی

شیر, شير, شير خام بهترین ترجمه های "mleko" به فارسی هستند.

mleko noun neuter دستور زبان

biol. wydzielina gruczołów mlecznych samic ssaków służąca jako pokarm dla swojego potomstwa dostępna w okresie laktacji; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیر

    noun

    Biała wydzielina gruczołów sutkowych ssaków [..]

    Ona żywi się tylko mlekiem i warzywami.

    او خود را با شیر و سبزیجات تغذیه میکند.

  • شير

    W tym tempie nigdy nie zobaczymy mleka czy jaj.

    با اين وضعيت ما عمرا شير و تخم مرغ بدست بياريم.

  • شير خام

  • ترجمه های کمتر

    • شير كامل
    • شیر (خوراکی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mleko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mleko"

عباراتی شبیه به "mleko" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mleko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه