ترجمه "mokry" به فارسی

tar, خیس بهترین ترجمه های "mokry" به فارسی هستند.

mokry adjective masculine دستور زبان

pokryty lub nasiąknięty wodą, albo inną cieczą [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • tar

  • خیس

    adjective

    Właściwie to zostawiłam jeden z tych mokrych obrazów w nocy na zewnątrz w jakimś oświetlonym miejscu w lesie.

    من واقعا یکی از این نقاشیهای خیس را شب بیرون گذاشتم در کنار نور در جنگل.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mokry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mokry
+ اضافه کردن

"Mokry" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mokry در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "mokry"

عباراتی شبیه به "mokry" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mokry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه