ترجمه "monolog" به فارسی
تکگویی, تکگویی بهترین ترجمه های "monolog" به فارسی هستند.
monolog
noun
masculine
دستور زبان
dłuższa wypowiedź jednej osoby, szczególnie na scenie lub w utworze dramatycznym [..]
-
تکگویی
Wprowadź krótki monolog, w którym głosiciel posługuje się Przewodnikiem po publikacjach.
در برنامه، یک تکگویی گنجانده شود که مبشّری از کتاب راهنمای تحقیق استفاده میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monolog " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Monolog
-
تکگویی
Myślę, że przed napisaniem "Monologów waginy" tak naprawdę nie wierzyłam w szczęście.
فکر میکنم که قبل از اینکه «تکگویی واژنها» را شروع کنم من واقعا شادی را باور نداشتم.
عباراتی شبیه به "monolog" با ترجمه به فارسی
-
تکگویی نمایشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن