ترجمه "monopol" به فارسی
انحصار, انحصارات فروش, انحصار بهترین ترجمه های "monopol" به فارسی هستند.
monopol
noun
masculine
دستور زبان
hand. wyłączne prawo do produkcji i/lub handlu czymś; t. przedsiębiorstwo, które ma takie prawo; [..]
-
انحصار
Ale przez monopol naturalny, można wpływać na krzywą podaży.
ولي به وسيله ي انحصار طبيعي منحني عرضه رو ميشه کنترل کرد.
-
انحصارات فروش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monopol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Monopol
-
انحصار
Monopol państwa na przemoc,
چنین دولتی که خشونت را در انحصار دارد،
عباراتی شبیه به "monopol" با ترجمه به فارسی
-
انحصار طبیعی
-
تک قطبی مغناطیسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن