ترجمه "most" به فارسی
پل, pol, پل بهترین ترجمه های "most" به فارسی هستند.
most
noun
masculine
دستور زبان
archit. konstrukcja tworząca drogę ponad wodą; [..]
-
پل
nounسازه ای است فلزی، بتنی و یا با مصالح ساختمانی برای عبور راه، راهآهن و یا پیاده، از روی آب و یا مسیر راهی دیگر [..]
Tu szklany most, po którym można przejść, zawieszony w przestrzeni.
این یک پل شیشه ای است که میتوانید روش راه بروید که در فضا معلق است.
-
pol
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " most " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Most
-
پل
nounMost, który mamy zdobywać za sześć godzin, jest tutaj.
فرض شده بود که پل 6 ساعت از اينجا فاصله داشته باشه.
-
پل مغز
تصاویر با "most"
عباراتی شبیه به "most" با ترجمه به فارسی
-
پل معلق کابلی
-
تختهپل
-
پل متحرک
-
پل معلق
-
پل طرهای
-
دریچه متحرک · پل متحرک
-
باارزشترین بازیکن
-
نیاز به سرعت: تحت تعقیب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن