ترجمه "motor" به فارسی
موتور, موتورها, motor بهترین ترجمه های "motor" به فارسی هستند.
motor
noun
masculine
دستور زبان
pot. mot. motocykl [..]
-
موتور
nounChodzi o współoddziaływanie obu magnesów, ono obraca motorem.
ارتباط این دو آهنربا است که باعث چرخش موتور می شود.
-
موتورها
Najpierw motory, potem leki, a na końcu twój syn.
اول موتورها بعدش داروها ، بعدشم پسر تو
-
motor
Był na niej znak " Motor City Meats ".
روی کامینو نوشته بود " Motor City Meats. "
-
ترجمه های کمتر
- اتومبیل
- موتورسیکلت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " motor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "motor"
عباراتی شبیه به "motor" با ترجمه به فارسی
-
فورد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن