ترجمه "mowa" به فارسی

زبان, گفتار, سخن بهترین ترجمه های "mowa" به فارسی هستند.

mowa noun feminine دستور زبان

przemówienie, wypowiedź; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زبان

    noun

    Mamy więc bardzo ważny powód, aby przejawiać lojalną życzliwość w mowie oraz innych dziedzinach życia.

    به همین دلیل میخواهیم احسان خدایی را در زبان و هر جنبه از زندگیمان ابراز کنیم!

  • گفتار

    noun

    سخن ویژه

    Zatem ta kombinacja źródła i filtra to sposób powstawania mowy.

    بنابراین ترکیب منبع و فیلتر، روشی است که ما گفتار را تولید می کنیم.

  • سخن

    noun

    Jeśli „rozmyśla, żeby odpowiedzieć”, będzie starannie dobierała słowa i unikała pochopnej mowy.

    اگر او «در جواب دادن تفکّر» کند، سنجیده سخن خواهد گفت نه عجولانه.

  • ترجمه های کمتر

    • سخنرانی
    • صحبت
    • کلام
    • سخنران
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mowa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mowa"

عباراتی شبیه به "mowa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mowa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه