ترجمه "mróz" به فارسی
یخبندان, سرما, شعر بهترین ترجمه های "mróz" به فارسی هستند.
mróz
noun
masculine
دستور زبان
temperatura poniżej stopni Celsjusza; [..]
-
یخبندان
-
سرما
nounChmura pyłu sprowadziła noc i mróz na powierzchnię na parę miesięcy.
ابرهای غبارآلود ، موجب تاریکی و سرما برای ماهها در سطح زمین شدند.
-
شعر
noun
-
ترجمه های کمتر
- موسفید
- نظم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mróz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mróz
Proper noun
دستور زبان
nazwisko Kategoria:Język polski - nazwiskaKategoria:Polskie nazwiska męskiemęskie [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Mróz" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mróz در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "mróz"
عباراتی شبیه به "mróz" با ترجمه به فارسی
-
آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
-
تحمل يخبندان · مقاومت به یخبندان
-
مقاوم به يخبندان
-
آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
-
تحمل يخبندان · مقاومت به یخبندان
-
حفاظت از یخزدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن