ترجمه "mumia" به فارسی

مومیا, مومیایی, مومیایی بهترین ترجمه های "mumia" به فارسی هستند.

mumia noun feminine دستور زبان

zwłoki zabezpieczone przed rozkładem; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مومیا

    noun

    zwłoki zabezpieczone przed rozkładem;

  • مومیایی

    adjective noun

    Ucieknę z tej mumii, a Beth pokocha mnie.

    من فرار بزرگ مومیایی رو انجام خواهم داد ، و اونوقت " بث " هم دوستم خواهد داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mumia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mumia
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مومیایی

    adjective noun

    جسدی که از زمان های کهن با بیشتر اعضای خود باز مانده است

    Mumie są świetne, ale ograniczone do jednego obszaru geograficznego i ograniczone w czasie.

    مومیایی ها منبع اطلاعات خوبی هستند جز اینکه واقعا" از لحاظ جغرافیایی و همچنین زمانی محدود هستند.

تصاویر با "mumia"

عباراتی شبیه به "mumia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mumia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه