ترجمه "muzeum" به فارسی

موزه, موزهها, mūze بهترین ترجمه های "muzeum" به فارسی هستند.

muzeum noun neuter دستور زبان

turyst. instytucja zajmująca się przechowywaniem obiektów o wartości historycznej, zwykle z jednej dziedziny wiedzy, celem pokazywania ich odwiedzającym; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • موزه

    noun

    موزه

    Muzeum w poniedziałki nieczynne.

    موزه دوشنبه باز نیست.

  • موزهها

    noun

    Dawno temu, jeszcze na początku XX wieku, muzea szukały dinozaurów.

    در زمانهای بسیار دور، اوایل دههی ۱۹۰۰، موزهها در به در به دنبال دایناسورها میگشتند.

  • mūze

  • ترجمه های کمتر

    • بايگانيها
    • مجموعهها
    • کلکسیونها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " muzeum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "muzeum"

عباراتی شبیه به "muzeum" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "muzeum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه