ترجمه "muzyk" به فارسی

خنياگر, نوازنده, موسیقیدان بهترین ترجمه های "muzyk" به فارسی هستند.

muzyk noun masculine دستور زبان

wykonawca, odtwórca muzyki [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خنياگر

  • نوازنده

    noun

    Powiedz, żeby zagrali żwawą muzykę, bo się zaczęło.

    به نوازنده ها بگو يه آهنگ جنگي بنوازن چون مبارزه شروع شده!

  • موسیقیدان

    noun

    کسی که آهنگ میسازد ، ساز میزند

    Bycie muzykiem to nie tylko granie z nut, w przeciwnym razie nikt by nie poszedł na koncert.

    موسیقیدان بودن تنها به نوشتن نتهای موسیقی نیست، وگرنه هیچکس برای دیدن یک کنسرت زنده پول نمیدهد.

  • ترجمه های کمتر

    • خنیاگر
    • موزیسین
    • موزیکان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " muzyk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Muzyk noun masculine دستور زبان

Grajek [..]

+ اضافه کردن

"Muzyk" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Muzyk در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "muzyk"

عباراتی شبیه به "muzyk" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "muzyk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه