ترجمه "naczelne" به فارسی
نخستیان, شامپانزدهها, لمورها بهترین ترجمه های "naczelne" به فارسی هستند.
naczelne
noun
primates, rząd ssaków o silnie rozwiniętym mózgu i układzie nerwowym oraz o jednej przynajmniej parze kończyn chwytnych; obejmuje: małpiatki, małpy i człowieka
-
نخستیان
Te rozgarnięte naczelne nie były szczególnie szybkie czy silne.
این نخستیان بافکر به طور خاص سریع و پرقدرت نبودند.
-
شامپانزدهها
-
لمورها
-
ترجمه های کمتر
- موشهاي پوزهدار درختي
- نخستی
- نخستیها
- پریماتها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " naczelne " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "naczelne" با ترجمه به فارسی
-
فرمانده کل قوا
-
مدير اجرايي
-
فرمانده کل قوا
-
سردبیر
-
فرماندهى عالى
-
شاهمولکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن