ترجمه "naczynie" به فارسی
رگ, آوند, بشقاب بهترین ترجمه های "naczynie" به فارسی هستند.
naczynie
noun
neuter
دستور زبان
rodzaj pojemnika używanego, zwykle do przechowywania, przyrządzania lub serwowania jedzenia [..]
-
رگ
nounI, jak guz, tłuszcz odkłada się gdy naczynia krwionośne rosną.
و مانند تومور بافت چربی هنگامی رشد می کند که رگ های خونی رشد کنند.
-
آوند
noun -
بشقاب
nounMój telefon z e-mailami nie zostawia naczyń po casserole... w zlewie, na trzy dni.
گوشيِ اي-ميل دارِ من يه بشقاب مربا رو... سه روز تو سينک ول نميکنه.
-
ترجمه های کمتر
- دیس
- ظرف
- کشتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " naczynie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Naczynie
-
آوند چوبی
rodzaj tkanki roślin
تصاویر با "naczynie"
عباراتی شبیه به "naczynie" با ترجمه به فارسی
-
سبوی نیایش
-
آنوريسم · التهاب وريد · انفاركتوس · بيماريهاي رگ خوني · بیماریهای عروقی · رگبيماري
-
التهاب رگ لنفاوي · التهاب لوزه · بيماريهاي طحالي · بیماریهای لنفاوی
-
داروهاي ضد پرفشاری خون · داروهای قلبی-عروقی · رگبندها · رگكشاها · وراپاميل · گليكوزيدهاي ديژيتالي · گليكوزيدهاي قلبي
-
بزرگي قلب · بيماريهاي قلبي · بيماريهاي كرونري · بیماریهای قلب
-
مایع ظرفشویی
-
تنگي رگ (آسيبشناختي)
-
رگ لنفی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن